تبليغاتX
.:آدمی، دانش و اندیشه:. (پوست گردو)

.:آدمی، دانش و اندیشه:. (پوست گردو)

W W W . N U T S H E L L . I R

(چهارشنبه 88.10.9 صفحه «گزارش اجتماعی» روزنامه اعتماد)

در پی نبود قوانین حمایت از حیوانات

ایران در فقدان حمایت

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir

«آنها برادران ما نیستند، آنها زیردستان ما نیستند، آنها مردمان دیگری هستند که همچون ما در دام زندگی و زمان گرفتار شده اند. آنها اسیران شکوه و مشقت زمین هستند.»

در دوران کهن شاهد پاسداشت های شکوه مند ایرانیان به واسطه طبیعتی بوده ایم که در آن می زیستند. اما اکنون در این برهه از زمان ایرانیان نسبت به جهانیان بی اغراق در جایگاه بازپسین ستیزندگان با طبیعت قرار دارند. گریزها و نمایش های منفی ما نسبت به حیوانات جزیی از این مسیر اشتباه است؛ گریزهایی که امروز بدل به ستیزی بیمارگونه شده است.

کماکان سده ها است که از فرهنگ مهرورزی خود نسبت به طبیعت و حیوانات دور شده ایم و امروز شاهد کشتار جمعی حیوانات به جای سامان دادن به آنها هستیم. از زمان پای گذاشتن ما آدمیان روی زمین، اکنون تنها زمانی است که بشر این گونه بی رحمانه دست به کشتار و شکنجه می زند؛ کشتار و شکنجه یی همراه با درد که در اندک زمانی جان میلیاردها جاندار را در سراسر این کره خاکی می گیرد. آیا لحظه یی درنگ کرده و اندیشیده ایم که چگونه در حال نابود کردن طبیعتی هستیم که میلیون ها سال در نبردی ناگزیر برای زیستن بوده است؟

طبیعت و تمامی گونه های جانداران اعم از حیوانات در مسیر اهداف آدمی دچار دگرگونی تخریب وار شده اند. هر چند امروز طبیعت نمایش خشم خود را آغاز کرده است، اما هنوز شاهد آنیم که اکثریت قریب به اتفاق انسان ها کماکان در مسیر اشتباه خود گام برمی دارند. آدمی همان گونه که می تواند در دفاع از حیوانات به پاخیزد، می تواند در زجر و مرگ آنها نخستین شریک باشد.

به این دلیل مطلب پیش رو به اندکی از مواردی اشاره دارد که شاید یادآوری آنها برایمان چندان خوشایند نباشد. اما عدم تمایل ما نسبت به درک این حقایق تنها نشان از اغماض بر بخش نیکی از احساس و عقلانیت ناب انسانی ما دارد.

حیوانات خیابانی

اگر امروز در غرب کشتن عمدی گنجشک یا گربه یی قتل و خشونت حساب می شود و دربرگیرنده مجازاتی سنگین است در ایران چنین حرکتی پاس داشته می شود. آیا این گواهی از فرهنگ و تمدن دیرینه ما است؟

در این راستا رسانه ها آنچنان اغراق آمیز از بیماری های گوناگون حیوانات سخن به میان می آورند که گویی آنان منابعی از انواع انگل ها و باکتری ها هستند. چنین تفکر و فرهنگ سازی خود عاملی اساسی در گریز و در نهایت ستیز ما با محیطی است که خود بانی اصلی تغییر و تخریب آن هستیم.

حیوانات و سرگرمی

در کشور ما هر از چند گاهی مسائل مختلفی بدون اندیشه متداول می شود. در این بین مدتی است سیرک های مختلف نه تنها از طرف گروه های رانده شده برون مرزی بلکه از طرف هموطنان خودمان، حمایت شده و شروع به کار می کنند. اما چرا سیرک حیوانات به عنوان یک رخداد ناخوشایند در جهان شناخته و با آن مبارزه می شود؟

شاید اولین برخورد ما با سیرک جنبه تفریحی آن باشد. تفریح سالم در صورتی که متضرر چیزی نشویم در ذات خود برای آدمی ارزشمند و واجب است و سیرک به مثابه یک تفریح شاد برای بازیافتن دوباره قوای روان می تواند مفید باشد اما نباید فراموش کنیم صحت این موضوع در سیرکی است که در آن از حیوانات برای خنده و شادی آدمی استفاده نمی شود. تماشای حرکات غیرعادی و شبیه به انسان حیوانات در بطن خود از لحاظ روانشناختی مخرب است و بیشترین تاثیر چنین تخریب هایی در اذهان کودکان است. کودکان در ذهن خود به راحتی آزادی و آرامش ناشی از طبیعت را حس می کنند و به این سبب است که کودکان می توانند ساعاتی طولانی محو در تماشا یا نوازش حیوانی شوند. آنان می توانند به راحتی دوستی، محبت و صلح را از طبیعت بیاموزند. اما سیرک حیوانات به عنوان پدیده یی تلخ که نشان از در بند بودن است تصویری را از تسلط و بهره کشی انسان از طبیعت و حیات وحش پیرامون خود در ذهن تداعی می کند. همچنین در این راستا شکار، کشتار و نگهداری حیوانات در باغ وحش ها به عنوان نوعی سرگرمی و تفنن در جامعه بازتاب خوبی نخواهد داشت. آدمی لذت، آرامش و پیامی را که از نگاه به حیوانات در طبیعت آزاد خودش درمی یابد، قطعاً هیچ گاه از دربند و نظاره گر درد آنان بودن، درنمی یابد.

امروزه افراد آگاه به این مسائل به درد و مرگ حیوانات لبخند نمی زنند. آنان به خوبی دریافته اند که سیرک، شکار و باغ وحش ها لحظاتی ناب و به یادماندنی را برای خود و فرزندان شان به ارمغان نخواهد آورد.

حیوانات و علم

در نظر نگرفتن حقوق حیوانات و انجام اعمال غیراخلاقی در تمامی دانشگاه های ایران به طور مداوم رخ می دهد. امروزه تشریح و آزمایش روی حیوانات زنده جهت پیشبرد علم، در کشور های متمدن، در مقابل قوانین سختگیرانه یی قرار دارد. در چنین کشورهایی، دانشگاه ها با بهره گیری از تکنولوژی، شبیه سازی ها یا تشریح حیوانات مرده و همچنین بهبود حیوانات بیمار، آموزش های لازم را جهت نجات جان انسان ها و حیوانات به دانشجویان رشته های دامپزشکی، پزشکی و پیراپزشکی می دهند.

مطلب مرتبط: تماشای شکنجه حیوانات تفریح نیست-روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  88/10/09ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

(هر شنبه صفحه علم روزنامه اعتماد)

نگاهی به فضای میان ستاره ای

نهان در میان کهکشان

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir

اخترشناسان و اخترفیزیکدانان جدای از بررسی علمی اجرام مختلف کیهان، به تحقیق درباره فضای میان ستاره یی هم می پردازند. اما آیا واقعاً در فواصل طولانی میان ستارگان ماده یی یافت می شود؟

شاید به ظاهر فضای میان ستاره یی فضایی تهی از ماده باشد اما با بررسی ها و طیف سنجی های دقیق متوجه می شویم که این فضا هرگز عاری از ماده نیست. به طور کلی مواد موجود در بین ستارگان (به هر شکلی که باشند) بیشتر از مواد تشکیل دهنده کل ستارگان در کهکشان ما و احتمالاً بیشتر کهکشان های عالم است. ماده بین ستارگان، نه همیشه به صورت جامد و چگال بلکه عمدتاً به صورت گازی و رقیق است.

در حدود صد سال پیش دانشمندان گمان می کردند این گازها تنها اسباب دردسر هستند زیرا آنها باعث نرسیدن نور ستارگان دوردست کهکشان برای رصدهایشان می شدند. اما کم کم این تفکر تغییر کرد و دانشمندان دریافتند که با بررسی این گازهای به ظاهر مزاحم می توانند به چگونگی تحولات و حتی چگونگی تشکیل ستارگان و کهکشان ها پی ببرند. نمایان ترین گازهای میان ستاره یی شاید سحابی ها باشند. در ابتدا به دلیل ضعف وسایل رصدی، رصدگران آسمان تصور نمی کردند مناطق مه آلودی که از پشت چشمی تلسکوپ های خود می بینند سحابی های گازی باشند که گاهی قطر آنها به چند سال نوری می رسد اما با بهبود وسایل رصدی، متوجه شدند برخی از این اجرام نامشخص تجمعی از ستارگان (خوشه های ستاره یی) یا کهکشان های دوردست هستند. اما هر چه قدرت تفکیک و بزرگنمایی تلسکوپ های خود را افزایش دادند متوجه شدند که برخی از این مناطق همچنان مه آلود دیده می شود. این مناطق سحابی نامیده شدند. چنین ابرهای عظیمی به واسطه ستاره های داخل یا پیرامون شان یونیده می شوند (سحابی های نشری) یا با بازتاب نور (سحابی های بازتابی)، از خود امواج الکترومغناطیسی و نور منتشر می کنند. برخی از این ابرها نسبت به دیگر سحابی ها از ذرات بزرگ تری به نام غبار تشکیل شده اند که مانع از رسیدن نور ستارگان پشت خود می شوند (سحابی های تاریک).

ذرات غبار تشکیل دهنده فضای میان ستاره یی حتی تا هزار برابر بزرگ تر از ذرات تشکیل دهنده ابرهای گازی نشری و بازتابی است. این غبارهای جامد از عناصر گوناگونی همچون هیدروژن، کربن و اکسیژن تشکیل شده اند و گاهی می توان اثرات سطوح یخ زده روی چنین غبارهایی را مشاهده کرد. همچنین این ذرات درشت به نام غبار کیهانی در پهنه کهکشان شناخته شده اند. در بین ابرهای گازی و غبار میان ستاره یی، دما ممکن است حتی کمی کمتر از منفی 260 درجه سانتیگراد باشد زیرا در این بین امواج ستاره های اطراف نمی توانند به راحتی در بین ابرها نفوذ کنند.

اما فضای میان ستاره یی تنها متشکل از انواع سحابی ها نیست. هرچند بخش عمده یی از این فضا را سحابی ها تشکیل داده اند. اتم ها و غبارهایی که در کهکشان ها وجود دارند همیشه در یک جا متمرکز نیستند و می توان اثرات آنها را در بین محیط هایی که واقعاً عاری از هرگونه ماده یی به نظر می آید، به صورت بسیار رقیق و گسترده مشاهده کرد. چنین مشاهداتی از مسیر طیف هایی که از نور ستارگان در فواصل مختلف گرفته می شود، نمایان است. در این بین همچنین می توان طیف هایی از مولکول ها را مشاهده کرد.

مولکول های میان ستاره یی در سال 1937 میلادی کشف شدند. با بررسی و تحلیل خطوط طیفی گرفته شده در آن سال ها، دانشمندان متوجه گونه های سیانوژن (CN) و متیلیدین (CH) شدند. مولکول ها و گونه های مولکولی به دلیل آنکه از چند اتم تشکیل شده اند، نسبت به یکدیگر ارتعاشاتی دارند که باعث تولید امواج رادیویی می شوند. چنین مولکول هایی به دلیل آنکه گاهی در بین ذرات غبار وجود دارند، سخت تر مشاهده شده بودند. اما با پیشرفت تکنولوژی و اختراع تلسکوپ های رادیویی برای دریافت سیگنال های رادیویی موجود در کهشکان، اخترشناسان و اخترفیزیکدانان توانستند مولکول های فراوان و مختلفی را در محیط های میان ستاره یی آشکارسازی کنند. امروزه بیش از 50 نوع مولکول مختلف در فضای میان ستاره یی یافت شده است. در بین این مولکول ها حتی می توان مولکول آب (H2O) را یافت؛ که چنین کشفی می تواند پرورش دهنده ایده موجودات فرازمینی باشد. بیشتر این مولکول ها تجمع هایی از ابرها را همانند سحابی ها تشکیل داده اند که گاهی پهنه آنها از ده ها سال نوری فراتر می روند. این ابرهای عظیم عموماً در بازوهای کهکشان گسترده شده اند.

بخش دیگری از فضای میان ستاره یی را پرتوهای کیهانی تشکیل داده اند. پرتوهای کیهانی ذرات بارداری هستند که تا سرعت های بالا و نزدیک به سرعت نور شتاب دارند. این ذرات اکثراً از پروتون هایی همچون هسته اتم هیدروژن یا هسته اتم هلیم (ذرات آلفا) هستند. همچنین در بین آنها می توان ذراتی همچون الکترون، پوزیترون و نوترینو را یافت. پرتوهای کیهانی با توجه به قدرتی که دارند برای حیات ما آدمیان بسیار خطرناک هستند. اما خوشبختانه جو زمین انرژی بخش عمده یی از آنها را می گیرد. اما با توجه به این موضوع روزانه چند صد پرتو کیهانی ثانویه از بدن تک تک ما عبور می کند که برای بدن انسان مضر نیست.

+ نوشته شده در  88/09/28ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

(هر شنبه صفحه علم روزنامه اعتماد)

کاشفان قلب های تاریک

مواد روی سیاهچاله ها به بیرون پرتاب می شوند

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir


تصویری شبیه سازی شده از انحنای فضا و سیاه چالهسیاهچاله ها اجرامی در فضا هستند که به سبب گرانش فوق العاده شان همه چیز را در اطراف خود می بلعند. اما آیا این بلعیدن ها تا زمانی بی نهایت توسط سیاهچاله ها ادامه دارد؟ سرانجام سیاهچاله ها چه می شوند؟ آیا آنان هم پایانی خواهند داشت؟

اولین ایده وجود اشیایی که ماده اطراف خود را می بلعند در سال 1784 میلادی مطرح شد. در آن سال ها «جان میشل» توانست با استدلال و محاسبات خود نشان دهد اگر گرانش جسمی، فوق العاده قوی باشد به صورتی که سرعت فرار از آن جسم بیش از سرعت نور باشد، حتی نور هم نمی تواند از آن بگریزد و دست آخر به سمت آن جسم برمی گردد. در سال 1796 میلادی «لاپلاس» ریاضیدان مشهور فرانسوی نظریه یی مشابه همان نظریه «جان میشل» مطرح کرد. این ایده ها موجب تشکیل مفهومی به نام «ستاره تاریک» شد که با نظریه های فیزیک نیوتنی توضیح داده می شد. اما مفاهیم اصلی سیاهچاله ها تا سال 1915 میلادی که «اینشتین» نظریه نسبیت عام خود را مطرح کرد به صورت جدی مورد بررسی و آزمایش قرار نگرفته بود. با وجود نظریه نسبیت عام، دانشمندان زیادی با در دست داشتن معادلات این نظریه، سعی در شناخت هر چه کامل تر چنین پدیده های شگفت انگیزی در کیهان کردند.

در هر سیاهچاله فاصله یی به نام شعاع «شوارتزشیلد» یا «افق رویداد» وجود دارد که اگر جسمی از مرز آن عبور کند دیگر هیچ امیدی برای برگشتش وجود ندارد. برای درک اتفاقات نزدیک به افق رویداد یک سیاهچاله، فرض کنید فضانوردی هستید که به سمت یک سیاهچاله سفر می کند. هرچه به این مکان تاریک بیشتر نزدیک می شوید به دلیل گرانش فوق العاده زیاد سیاهچاله، کشش بیشتری در بدن خود احساس می کنید. در این حالت اگر شخصی از بیرون به شما تماشا کند، متوجه کشش بدن شما می شود. همچنین شما از دید ناظر خارجی، هر لحظه کم فروغ تر دیده خواهید شد زیرا هر چه به افق رویداد سیاهچاله نزدیک تر می شوید نوری که از سطح لباس فضانوردی شما بازتاب پیدا می کند، سخت تر می تواند از دام سیاهچاله بگریزد و همچنین با نزدیک شدن به سیاهچاله دیگر نمی توانید به راحتی توسط سیستم رادیویی خود با همراهان تان ارتباط برقرار کنید زیرا امواج رادیویی، نور و دیگر امواج الکترومغناطیسی همان طور که گفتیم با نزدیک شدن به سیاهچاله آهسته توان گریز خود را از دست می دهند و به درون سیاهچاله کشیده می شوند.

هنوز هیچ فیزیکدانی نتوانسته است اتفاقات و سازوکار درون یک سیاهچاله (بعد از افق رویداد) را به طور دقیق پیش بینی کند. در سال 1920 میلادی فیزیکدانی به نام «چاندرا اسخار» طبق محاسبه های خود و با کمک نظریه نسبیت به این نتیجه رسید که جرم درون یک سیاهچاله باید دست کم 4/1 برابر جرم خورشید باشد. او دریافت که مرگ ستارگانی که بیشتر از 4/1 برابر خورشید جرم دارند دیگر به آرامی و در نهایت یک کوتوله سفید نخواهد بود. از این رو به این حد «حد چاندرا» می گویند. هرچند ایده او در آن زمان با مخالفت های زیادی روبه رو شد اما او سرانجام به این خاطر جایزه نوبل را دریافت کرد. در سال 1939 میلادی «اپنهایمر» توانست پیش بینی کند سیاهچاله ها از فروریزش و رمبش ماده درون یک ستاره بزرگ که سوخت خود را به پایان رسانده است، به وجود می آیند.

دهه ها بود که اکثر فیزیکدانان تصور می کردند هر چیزی که به درون یک سیاهچاله کشیده می شود، نابود شده و دیگر امکان بازگشت آن نخواهد بود. از این رو فیزیکدان ها تصوری هم از سرانجام سیاهچاله ها نداشتند. آنها نمی دانستند سیاهچاله ها، که روزی از مرگ ستارگان پرجرم به وجود آمده اند، آیا خود مرگی هم دارند یا خیر. به این منظور ایده هایی بیان شده بود، اما این ایده ها توان کاملی برای توضیح آینده چنین اجرام شگفت انگیزی نداشتند.

در این سال ها «استفن هاوکینگ» که دارای کرسی ریاضیات دانشگاه کمبریج است (مقامی که روزی «نیوتن» دارای آن بوده است) نظریه یی را بیان کرد که 30 سال با آن مخالف بوده است. او 30 سال از عمر خود روی برگشت ناپذیر بودن اطلاعات و ماده یی که به درون سیاهچاله ها کشیده می شود، پافشاری می کرد. اما در سال 1974 او توانست نشان دهد سیاهچاله ها خلاف آنچه خودش و بسیاری از دانشمندان دیگر تصور می کردند مانند یک جاروبرقی ابدی، عمل نمی کند. او نشان داد سیاهچاله ها به آرامی نشت و مواد درون خود را به فضای بیرون پرتاب می کنند. امروز چنین تابش هایی به نام «تابش هاوکینگ» معروف است. «تابش هاوکینگ» موجب می شود مواد درون یک سیاهچاله طی میلیاردها سال به بیرون پرتاب شود، به طوری که بعد از گذر این سال ها، در انتها سیاهچاله با انفجاری به عمر خود پایان می بخشد. «استفن هاوکینگ» دریافت که هرچه سیاهچاله یی بزرگ تر باشد روند تابش های آن آهسته تر است و با گذر زمان سیاهچاله پیوسته کوچک تر می شود و در نتیجه این تابش ها بیشتر شده و سیاهچاله با سرعت بیشتری به سوی نابودی می رود. هرچند امروز تنها 7/13 میلیارد سال از عمر کیهان می گذرد، اما دانش امروز می گوید احتمالاً بزرگ ترین سیاهچاله های کیهان که نیرومندترین انرژی را در کیهان دارند هم روزی خواهند مرد. 

+ نوشته شده در  88/09/18ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

(هر شنبه صفحه علم روزنامه اعتماد)

نظری بر دو پرسش درباره سیاهچاله ها

تماشای تاریکی در ظلمات کیهانی

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir

آیا سیاهچاله هایی که در کهکشان ها وجود دارند همه چیز را آنچنان در خود می بلعند که فضای بیکران اطراف را تهی می کنند؟

معمولاً زمانی که از سیاهچاله ها صحبت می شود، شیئی شگفت انگیز که همه چیز را در خود می کشد، در ذهن ها تصور می شود. اما در واقعیت چنین تصوری صحت ندارد. برای درک این مساله فرض کنید در منظومه شمسی، خورشید را برداشته و به جای آن یک سیاهچاله بگذاریم. در این صورت چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ آیا زمین و دیگر سیاره های منظومه شمسی ناگهان به سمت سیاهچاله سقوط می کنند؟

خیر، اگر به جای خورشید سیاهچاله یی در حدود 10 برابر جرم خورشید قرار بدهیم، افق رویداد آن سیاهچاله (شعاعی که در صورت گذر از آن، برای فرار از سیاهچاله سرعتی بیش از سرعت نور می خواهیم) تنها در حدود 30 کیلومتر است. دقت داشته باشید میانگین فاصله نزدیک ترین سیاره به خورشید، عطارد (تیر)، 58 میلیون کیلومتر و فاصله میانگین زمین از خورشید 150 میلیون کیلومتر است.


سیاهچاله ها از آن جهت که گرانشی فوق العاده قوی دارند (که حتی نوری که از میان آنها می گذرد به درون خود می کشند) از خود نور یا امواج خاصی ساطع نمی کنند. پس دانشمندان چگونه این اجرام را در فضا می یابند؟

بسیاری از ستارگان کهکشان ها به صورت منظومه های دوتایی هستند یعنی دو ستاره طوری در دام گرانشی یکدیگر قرار گرفته اند که به دور یکدیگر می چرخند و تشکیل یک منظومه ستاره یی را می دهند. از آنجایی که معمولاً جرم دو ستاره در چنین منظومه هایی یکسان نیست، آن ستاره یی که جرم بیشتری دارد بر اثر فشار بیشتر، سوخت خود را با سرعت بیشتری نسبت به همدم دیگر خود به اتمام می رساند. اگر ستاره مورد نظر جرمی بیش از سه برابر جرم خورشید داشته باشد، پس از مرگ تبدیل به سیاهچاله می شود و به این ترتیب مواد روی سطح ستاره همدم خود را به آهستگی می بلعد. طی چنین فرآیندی پرتوهای ایکس منتشر می شود که اخترشناسان رصدی با دریافت این امواج الکترومغناطیس قوی و همچنین چرخش ستاره درخشان به دور جرمی نامعلوم، حدس می زنند که باید در آن منطقه از فضا، سیاهچاله یی قرار داشته باشد. همچنین گاهی با رصدها و تحلیل های دقیق، گویی غبار و ذراتی به دور جرمی نامعلوم می چرخند که وجود چنین حالتی معمولاً نشان از وجود یک سیاهچاله در بین آن ذرات و غبار دارد یا دانشمندان با مشاهده و محاسبه اثرات گرانشی قوی سیاهچاله ها بر فضای اطراف خود به وجود چنین اجرام تاریکی پی می برند.

+ نوشته شده در  88/08/30ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

آشنایی با ابعاد دیگر جهان و توضیح فیزیکدانان در این باره

ابدیتی نهفته در هر لحظه

گابریل والکر - ترجمه؛ شهاب شعری مقدم

www.NewScientist.com

(لینک مطلب در روزنامه اعتماد)

 

 

فیزیکدان ها از ابتدای شکل گیری دانش فیزیک تا به امروز همواره بر این تصور بوده اند که زمان، یک بعدی است. اما طی یک دهه اخیر همه چیز تغییر کرده است چراکه «کامران وفا» فیزیکدان مشهور ایرانی دانشگاه هاروارد با ارائه نظریه یی به نام نظریه F، احتمال دوبعدی بودن زمان را مطرح کرده است. اگر چنین باشد در این صورت زمان به جای خطی، صفحه یی خواهد بود. به این ترتیب نه تنها امکان سفر در زمان و رفتن به گذشته و آینده وجود خواهد داشت بلکه حتی می توان در درون تک تک لحظه ها در جهت عمود بر سیر زمان نیز حرکت کرد. بنابراین شاید درون هر لحظه، ابدیتی نهفته باشد.

---

سالیان سال تصور فیزیکدان ها آن بود که فضا سه بعدی است، اما از ابتدای قرن بیستم این تصور کم کم تغییر کرد. در ابتدا این نظریه مطرح شد که شاید فضا چهاربعدی باشد، ولی با گذشت زمان تعداد ابعاد فضا باز هم بیشتر شد تا اینکه امروزه بهترین نظریه های مطرح در فیزیک، فضا را ده بعدی می دانند. در این تصویر، جهان ما با سه بعد فضایی، تنها یک جهان از میان جهان های بی شمار شناور در پهنه کائنات است.

اما داستان زمان کاملاً متفاوت است، چراکه از همان آغاز تاکنون، زمان در معادلات فیزیکدان ها همچنان یک بعدی باقی مانده است. در واقع در تمامی طول تاریخ علم، تصور فیزیکدان ها آن بوده که تمامی مسائل شان با همین زمان یک بعدی قابل حل است اما احتمالاً همگی آنها در اشتباه بوده اند، چراکه تنها ظرف یک دهه اخیر، همه چیز تغییر کرده است. اکنون پس از قرن ها بالاخره سر و کله یک فیزیکدان پرشهامت پیدا شد که معتقد است با افزودن یک بعد زمانی جدید به معادله های توصیف کننده کائنات می توان بسیاری از مسائل حل نشده فیزیک امروز را حل کرد. این فیزیکدان جسور کسی نیست جز «کامران وفا» فیزیکدان برجسته ایرانی دانشگاه هاروارد.

البته نظریه «وفا» نیز مانند تمامی نظریه های بزرگ دیگر با چالش هایی روبه رو است که باید به آنها پاسخ داد. سوالاتی از قبیل اینکه؛ چرا این بعد زمانی اضافی تاکنون از نگاه تیزبین دانشمندان پنهان مانده بود؟ آیا این بعد اضافی صرفاً یک سازوکار ریاضی است یا واقعاً نشان دهنده یک بعد زمانی جدید در کائنات است؟ ارتباط این بعد زمانی جدید با ادراک متعارف ما نسبت به گذشته و آینده چگونه است؟ تعامل این بعد زمانی با مساله موجبیت در فیزیک به چه صورت است؟ و سوالاتی از این قبیل. «مایکل داف» نظریه پرداز دانشگاه تگزاس در این باره می گوید؛ «وجود بیش از یک بعد زمانی در کائنات، مساله یی بسیار حیرت انگیز و گیج کننده است.»

ایده وجود ابعاد بالاتر جهان از تلاش فیزیکدان ها برای کشف نیروی واحد و بنیادین کائنات ریشه گرفته است. از دهه 1920 میلادی فیزیکدان ها دریافته بودند که چنانچه فضازمان به جای چهاربعدی، پنج بعدی باشد، می توان نظریه یی واحد ارائه داد که نظریه های الکترومغناطیس و گرانش را توامان دربر بگیرد. این کار تا حدی شبیه آن است که از تپه مجاور میدان جنگ بالا رفته و از ارتفاع (یعنی بعد سوم)، صحنه دوبعدی جنگ را نظاره کنیم. تنها در این صورت است که به ارتباط پنهان موجود بین بخش های مختلف عملیات پی برده و درخواهیم یافت که چگونه نیروهای به ظاهر مختلف درگیر در صحنه جنگ، همگی به صورتی واحد و منسجم عمل می کنند.

طی سال های اخیر، باز هم ابعاد بیشتری وارد صحنه این نبرد شده اند. در سال 1984 انقلاب ابرریسمان ها به وقوع پیوست. نظریه ریسمان ها تمامی جهان را متشکل از ریسمان های انرژی مرتعش یک بعدی می داند که در 9 بعد مکانی و یک بعد زمانی در حال ارتعاش هستند. سپس در سال 1995، «ادوارد ویتن» از موسسه پژوهش های پیشرفته پرینستون امریکا و «پائول تاونسند» از دانشگاه کمبریج، بعد فضایی دیگری را نیز به نظریه ریسمان ها اضافه کرده و نظریه دیگری به نام نظریه M را ارائه کردند. این نظریه در واقع تعمیمی از نسخه های متفاوت نظریه ریسمان بود. اما به رغم موفقیت های ارزنده نظریه M، این نظریه نیز نتوانست تفاوت های موجود میان نسخه های مختلف نظریه های ریسمان را حذف کند و دقیقاً در همین جا بود که سر و کله «کامران وفا» و نظریه اش یعنی نظریه F پیدا شد؛ نظریه یی که با افزودن یک بعد جدید به نظریه M، تصویری 12 بعدی از کائنات ارائه می دهد. نظریه پردازان مشتاقانه از نظریه F استقبال کردند، چراکه این نظریه با بعد اضافی خود، مسائل باقیمانده در نظریه M را به خوبی حل می کند. اما از آنجایی که بعد اضافی مطرح شده در نظریه F، نه یک بعد مکانی بلکه یک بعد زمانی است، بنابراین نظریه مزبور، پیامدها و چالش های فلسفی عمیقی را نیز با خود به میدان آورده است. «داف» در مورد دوازدهمین بعد زمان گونه نظریه F می گوید؛ «اغلب نظریه پردازان از ایده وجود بیش از یک بعد زمانی در هستی چندان استقبال نمی کنند چراکه از درون چنین ایده یی، مسائل عجیب و غریب بسیاری سر بر می آورد.» علت این امر نیز کاملاً واضح است. اگر زمان همانند یک خط راست یک بعدی باشد، در این صورت هر لحظه زمانی روی این خط، یا قبل از یک لحظه مفروض دیگر قرار می گیرد یا بعد از آن. به این ترتیب، آینده و گذشته به خوبی قابل تعریف خواهند بود و هر مجموعه یی از رویدادها الزاماً توالی مشخصی خواهند داشت. اما با افزودن یک بعد زمانی دیگر، خط زمان تبدیل به صفحه زمان خواهد شد. اما در چنین جهانی چگونه می توان آینده و گذشته را مشخص کرد؟ چگونه می توان ارتباط بین رویدادهای هستی را مشخص کرد، در حالی که نحوه ارتباط میان علت و معلول اساساً برای ما ناشناخته باقی مانده است؟

همان طور که «داف» هم می گوید، مسائل فیزیکی موجود در جهانی با بیش از یک بعد زمانی، حتی از این هم پیچیده تر خواهند بود چراکه ابعاد زمانی تفاوتی اساسی نسبت به ابعاد مکانی دارند. بعد زمان همواره به جای علامت مثبت، با علامت منفی در معادلات ظاهر می شود و به همین دلیل هم با وارد کردن ابعاد زمانی جدید به معادله ها، سر و کله انواع و اقسام پدیده های عجیب و غریب دیگر هم به طور خود به خودی در معادلات پیدا می شود. پدیده هایی نظیر امکان سفر با سرعتی فراتر از سرعت نور، فوتون هایی با جرم منفی، رویدادهایی که مجموع احتمال وقوع تمامی حالت های ممکن آنها به یک نمی رسد و...

ابزارهای پیش پاافتاده

«داف» اذعان می دارد که ممکن است ریاضیاتی که ما اکنون برای توصیف جهان به کار می بریم، برای چنین کاری بیش از حد پیش پاافتاده باشد. بنابراین شاید روش ها و رهیافت های موجود برای تبیین رفتار جهانی با ابعاد زمانی چندگانه نیز بیش از حد ساده انگارانه باشد. اما به هر حال چون فعلاً ابزار دیگری جز همین ابزار موجود در اختیار نداریم، پس شاید ناگزیر باشیم بعد زمانی جدید مطرح شده در نظریه «وفا» را صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی صرف و نه نماینده یک هویت واقعی در نظر بگیریم. به این ترتیب می توان بدون درگیر شدن با پیامدهای فلسفی این نظریه، از مزایای ریاضی آن بهره مند شد.

در واقع بعد زمانی جدید مطرح شده توسط «وفا» ویژگی های آنچنان اسرارآمیزی به جهان می دهد که فیزیکدان ها را از واقعی پنداشتن آن نگران می کند. به عنوان مثال، درحالی که در نظریه 11 بعدی M، اصل نسبیت «اینشتین» همچنان پابرجاست، در نظریه 12 بعدی «وفا» این اصل اعتبار خود را از دست می دهد (براساس اصل نسبیت، قوانین فیزیک برای تمامی ناظران یکسان است). همین امر یکی از عواملی است که فیزیکدان ها را در پذیرش بعد زمانی جدید دچار تردید می کند. «فرانک ویلچک» از موسسه پژوهش های پیشرفته پرینستون می گوید؛ «این بعد جدید را نمی توان همانند یک بعد زمانی معمولی در نظر گرفت.» «داف» نیز با این مساله موافق است. او نیز در این باره می گوید؛ «اگرچه این بعد شباهت هایی با بعد زمان دارد، اما نمی توان آن را به عنوان یک بعد زمانی اضافی واقعی پذیرفت.»

اما خود «کامران وفا» به گونه یی دیگر می اندیشد. هرچند او نیز قبول دارد که بعد زمانی اضافی از بسیاری جهات به یک ابزار ریاضی انتزاعی شبیه تر است تا به یک هویت فیزیکی واقعی، ولی در عین حال معتقد است چنین برداشتی در آینده نزدیک تغییر خواهد کرد. «وفا» در این باره می گوید؛ «در حال حاضر شاید به نظریه F صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی مناسب تر برای تبیین رفتار کائنات نگاه شود، اما فراموش نکنیم که در تاریخ فیزیک، همواره پشت سر سازوکارهای ریاضی جدید، پدیده های فیزیکی جدیدی نیز کشف شده اند.» «وفا» در این مورد به عنوان مثال به کوارک ها اشاره می کند. تا همین چند دهه قبل به کوارک ها صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی برای تبیین رفتار ذراتی نظیر پروتون ها نگاه می کردند. اما امروزه اغلب فیزیکدان ها معتقدند کوارک ها واقعاً در جهان وجود دارند. ممکن است مشابه چنین سرنوشتی در انتظار بعد زمانی جدید و اسرارآمیز نظریه F نیز باشد.

اما اگر این بعد زمانی اضافی واقعاً وجود داشته باشد، پس چرا تاکنون متوجه حضور آن نشده ایم؟ یک احتمال آن است که این بعد زمانی نیز همانند هفت بعد مکانی ناپیدای دیگر، آنچنان در خود پیچیده باشند که به چشم ما نمی آیند. اگر چنین باشد، تنها راه برای باز کردن این بعد زمانی درهم پیچیده، متمرکز کردن مقدار عظیمی از انرژی در حجمی بسیار کوچک خواهد بود؛ کاری که در صورت موفقیت آمیز بودن، نتایج شگرفی در پی خواهد داشت.

«وفا» در این باره می گوید؛ «اگر بتوان این بعد زمانی اضافی را از هم باز کرد، در آن صورت اشیا دیگر آن گونه که اکنون تصور می کنیم در زمان حرکت نخواهند کرد.» برای فهم بهتر این مساله به این نکته توجه داشته باشید که در بعد مکان می توان توامان به جلو و عقب، بالا و پایین و چپ و راست حرکت کرد و این درحالی است که در حالت معمول در بعد زمان تنها می توان به سوی آینده حرکت کرد. اما همان طور که «ویلچک» هم می گوید، چنانچه بیش از یک بعد زمانی وجود داشته باشد در آن صورت حتی می توان در درون یک لحظه نیز به مسافرتی ابدی پرداخت؛ سفری در امتداد عمود بر جهت سیر زمان. به این ترتیب اگر چنانچه از وقوع رویدادی ناگوار در آینده باخبر شدیم، می توان با حرکت در درون یک لحظه (به جای حرکت در امتداد لحظه ها و در جهت سیر زمان)، از مواجه شدن با واقعه مزبور اجتناب کرد.

البته باید گفت تمرکز انرژی آنچنان عظیمی که بتواند بعد زمانی اضافی و درهم پیچیده نظریه F را از هم باز کند، کاری فوق العاده دشوار خواهد بود. به همین دلیل هم برخی فیزیکدان ها معتقدند تنها نقاطی در جهان ما که امکان ظهور آثار این بعد اضافی در آنجاها وجود دارد، مرکز سیاهچاله ها است. در ضمن بسیاری از کیهان شناسان بر این باورند که گذشته از جهان ما، جهان های بی شمار دیگری نیز در پهنه کائنات وجود دارند و هریک از این جهان ها ممکن است تعداد ابعاد مکانی و زمانی کاملاً متفاوتی نسبت به جهان ما داشته باشند. اما واقعاً زندگی در جهانی با ابعاد زمانی چندگانه چگونه خواهد بود؟ «ویلچک» می گوید؛ «پاسخ این سوال بسیار حیرت انگیز است» و ادامه می دهد؛ «آیا وجود چنین جهانی غیرممکن است؟ نه، فکر نمی کنم چراکه می توان معادلات توصیف کننده چنین جهانی را نوشت. اما آیا پاسخ این معادلات، جهانی شبیه به جهان ما خواهد بود؟ من که بعید می دانم.»

+ نوشته شده در  88/08/23ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

(هر شنبه صفحه علم روزنامه اعتماد)

نگاهی به سرانجام ستارگان پرجرم (سیاهچاله ها)

نهایت رمبش تا بی نهایت

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir


پایان عمر ستارگانی که روزگاری درخشان بودند، زیباست و ما در زیر آسمان شب شاهد هزاران ستاره یی هستیم که روزی خواهند مرد. تولد، عمر و سپس مرگ تمامی ستارگان حاضر در کهکشان ها به نوبه خود شگفت انگیز است و این شگفتی برای مرگ ستارگان پرجرم بسیار بیشتر است. مرگ ستارگان پرجرم باعث تشکیل جرمی شده که همواره تغییری شگرف در فضا و زمان به وجود می آورد و پیامدهای ناشی از آن، آنچنان مهیج است که هنوز فیزیکدان ها را سخت مشغول بررسی های خود کرده است. شروع جدی ماجرا از پیامدهای نظریه نسبیت عام «اینشتین» شروع می شود. «اینشتین» 10 سال پس از مطرح کردن نظریه نسبیت خاص خود، در سال 1915 میلادی نظریه نسبیت عام را با محوریت فضا، زمان و همچنین گرانش مطرح کرد. نظریه نسبیت عام توضیحی برای گرانش اجرام بزرگ مطرح می کرد. یک سال پس از انتشار نظریه نسبیت عام شخصی به نام «کارل شوارتزشیلد» با حل کردن و گسترش روابط ریاضی این نظریه، به صورت نظری به نتیجه یی شگرف رسید که اگر اندازه شعاع یک ستاره که دارای جرمی زیاد است از حدی کمتر شود، نتیجه جسمی می شود که گرانش آن آنچنان قوی است که حتی نور را هم جذب کرده و اجازه عبور به آن را نمی دهد. این پدیده نشان از وجود یک «سیاهچاله» دارد، اما بین سیاهچاله ها و ستارگان آسمان چه روابطی برقرار است؟

به ستاره هایی که کمتر از 4/1 برابر خورشید جرم دارند ستارگان کم جرم می گویند که عاقبت، طی فرآیندی طولانی به یک کوتوله سفید تبدیل می شوند. به ستارگانی که بین 4/1 تا سه برابر خورشید جرم دارند، ستارگان متوسط می گویند که سرانجام به یک ستاره نوترونی تبدیل می شوند، اما به ستارگانی که بیش از سه برابر خورشید جرم دارند، ستارگان پرجرم گفته می شود. ستاره های پرجرم بعد از به پایان رساندن سوخت وساز و همجوشی هسته یی خود همانند ستارگان متوسط در کثری از ثانیه با یک انفجار عظیم ابرنواختری منفجر شده و به دوران درخشان اولیه خود پایان می دهند. پس، از نظر انفجار نهایی، تفاوتی بین ستارگانی با جرم متوسط یا زیاد وجود ندارد. اما آنچه در این بین قابل توجه است، بازمانده این دو نوع ستاره است.

ستاره ها بعد از پایان یافتن سوخت شان، لایه های خارجی خود را در فضا پرتاب کرده که در نتیجه موجب تشکیل سحابی می شوند. اما پس از نابودی، اکثر جرم این ستاره ها در مرکز و هسته آنها جمع می شود. در واقع هسته ستاره دچار رمبش می شود که دقیقاً به همین سبب مقدار اندکی از ماده سطحی بازمانده ستارگان کم جرم یا متوسط، بسیار سنگین است به طوری که گاهی برابر میلیون ها تن است. اکنون اگر ستاره اولیه مورد نظر دارای جرم زیادی مثلاً 10 برابر خورشید باشد بعد از به پایان رساندن سوخت خود و انفجار ابرنواختری، هسته بازمانده این ستاره پرجرم آنچنان روی خود می رمبد که نه تنها الکترون ها و پروتون ها، بلکه نوترون ها هم به دلیل جرم و فشار گرانشی فوق العاده زیاد روی آن پایدار نمی مانند. در نتیجه این هسته با تجزیه شدن، بسیار فشرده و چگال می شود. امروزه دانشمندان عقیده دارند بازمانده هسته ستارگان پرجرم به صورت مداوم هر لحظه در حال فروریزش روی خود هستند و پیوسته کوچک و کوچک تر می شوند. که در نتیجه در این حالت ماده بسیار زیادی، در فضای بسیار اندکی انباشته می شود. از نظریه نسبیت عام «اینشتین» نتیجه می گیریم که گرانش، نتیجه انحنای فضایی است که توسط ماده به وجود می آید یعنی هرچه ماده بیشتری در یک نقطه متمرکز باشد، بالطبع گرانش آن هم افزون تر است. با این تعریف می توان تصور کرد که بازمانده یک ستاره پرجرم که اینچنین روی خود رمبیده است، دارای چه گرانش فوق العاده یی است.


به چنین چیزی در عالم «سیاهچاله» می گویند. برای درک قدرت گرانش سیاهچاله ها که گفته می شود هیچ چیز، حتی نور هم نمی تواند از دام گرانش آنها فرار کند، به این مثال توجه کنید؛ وقتی گفته می شود سرعت گریز از سطح سیاره زمین 18/11 کیلومتر بر ثانیه است، این به آن معنی است که اگر ما بتوانیم جسمی را با سرعت 8/11 کیلومتر بر ثانیه به سمت آسمان پرتاب کنیم، دیگر این جسم هرگز به زمین باز نخواهد گشت و در فضا سرگردان می شود. مقدار سرعت گریز از سطح زمین دقیقاً رابطه مستقیمی با مقدار جرم و در نتیجه گرانش سیاره زمین دارد. اکنون در مورد سیاهچاله ها، گفته می شود سرعت گریز آنها از سرعت نور بیشتر است. این جمله به این معنی است که هر جسمی که از حدود خاصی در یک سیاهچاله به نام «افق رویداد» بگذرد، برای گریز باید سرعتی بیش از سرعت نور (یعنی بیش از 300 هزار کیلومتر بر ثانیه) بگیرد و این امر در سیاهچاله نشان از مقدار ماده زیاد و چگال و در نتیجه گرانش فوق العاده آن دارد. افق رویداد در سیاهچاله ها که همچون کره یی تاریک فرض می شود توسط «کارل شوارتز شیلد» تعیین شد و از این رو به آن «شعاع شوارتز شیلد» هم می گویند. اما آیا سیاهچاله ها با تمام رمز و رازها و شگفتی هایشان، آنچنان خطرآفرین و قدرتمند هستند که همه چیز را در خود ببلعند و نابود کنند؟

+ نوشته شده در  88/08/23ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

این بروشورهای را اعضای تالار ایرانیان گیاهخوار با هزینه شخصی، جهت اطلاع رسانی صحیح و افشای تحریفات رسانه ها چاپ کرده و بین مردم پخش می کنند.

متاسفانه در سرزمین اهورایی ما این حیوانات به دلایل پوچ انسان ها، درد می کشند.

"روزگاری با غرور راه می رفتند. حالا گرسنه، سرشکسته و دست و پا شکسته راه می روند. روزگاری عزیز بودند...."

"روزگاری با غرور راه می رفتند. حالا گرسنه، سرشکسته و دست و پا شکسته راه می روند. روزگاری عزیز بودند...."

برای دیدن تصاویر این بروشور ها بر روی «ادامه مطلب» کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/08/16ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

(صفحه علم روزنامه اعتماد)

آشنایی با تپ اخترها

تپیدن قلب مرده ستاره

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir

خورشید به عنوان یک ستاره فروزان متوسط تنها یکی از میلیاردها ستاره یی است که در کهکشان راه شیری به دور مرکز آن در حال گردش است. در بین میلیاردها ستاره فروزان کهکشان راه شیری، چند هزار ستاره مرده همراه با بازمانده هایشان وجود دارند. ظاهر هیچ یک از سحابی های (ابرهای گازی) بازمانده که نشان از پایان عمر ستاره یی است، شبیه به یکدیگر نیست. اما آنچه در قلب این سحابی ها وجود دارد همگی خواص فیزیکی یکسانی دارند.

یک ستاره کوچک که به دلیل کم جرم بودن، عمری طولانی دارد بعد از مرگ، طی هزاران سال لایه های خارجی خود را آهسته در فضا پراکنده می کند. اما یک ستاره متوسط یا پرجرم با انفجار عظیمی به نام ابرنواختر در کثری از ثانیه منفجر شده و عمرش به پایان می رسد. معمولاً در هر کهکشان، هر صد سال حداقل یک بار انفجار ابرنواختری قابل مشاهده است. اما در صد سال اخیر در کهکشان راه شیری چنین اتفاقی به وقوع نپیوسته است و شاید همین فردا یکی از آنها را ببینیم.

آخرین انفجار ابرنواختری که در کهکشان راه شیری با چشم غیرمسلح مشاهده شد به سال 1604 میلادی برمی گردد. این انفجار را اخترشناس معروف «یوهان کپلر» در آن سال مشاهده و ثبت کرد. پیش از او در سال 1572 میلادی «تیکو براهه» ابرنواختر درخشان دیگری را مشاهده کرده بود. اما در سال 1987 میلادی ابرنواختر دیگری در قمر کهکشان راه شیری، یعنی ابرماژلانی بزرگ مشاهده شد. امروزه هرچند وقت یک بار می توانیم شاهد یک چنین انفجاری در کهکشان های مجاور خود باشیم.

همان طور که از انفجار یک ستاره کوچک، جرمی به نام کوتوله سفید که آهسته کم فروغ می شود، باقی می ماند، از یک ستاره متوسط جسمی در حد چندده کیلومتر باقی می ماند که بیشتر جرم ستاره اولیه در آن جمع شده و از این رو یک سانتیمترمکعب از خاک سطح آن برابر 100 میلیون تن است. اما اکنون این جرم بسیار چگال که به ستاره نوترونی (با ماهیتی کاملاً نوترونی) معروف است، چگونه رفتار خواهد کرد؟

گروهی از اخترشناسان به همراه «ژاکلین بل» انگلیسی در سال 1967 میلادی، طبق معمول در حال رصد و بررسی آسمان شب بودند. در یکی از شب های رصدی، آنها امواج رادیویی را که به صورت گسسته و منظم از بخش کوچکی از آسمان منتشر می شد، دریافت کردند. در اولین برخورد با این پدیده جدید تنها دلیل وجود چنین امواج تپنده یی را موجودات هوشمند فرازمینی دانستند. با توجه به بحث های داغ فرازمینی ها در آن زمان، آنها فکر کردند کشف شان پیام هایی است که از طرف این موجودات هوشمند فرازمینی، سال ها پیش به فضا ارسال شده است. حتی برخی از همکاران «ژاکلین بل» منبع این سیگنال های مرموز را به نام منبع «مردمان سبز کوچک» نامیدند. اما ایده فرازمینی ها دوام چندانی نیاورد و یکی از دلایل ناپایداری این ایده یافتن موارد مشابه دیگر بود. بعد از پخش خبر کشف چنین سیگنال هایی، اخترشناسان دیگر برای بررسی این پدیده، تلسکوپ ها و ذهن های خود را متمرکز بر آن قسمت شگفت انگیز از فضا کردند.

ایده ها و فرضیه های زیادی برای توجیه این پدیده مطرح شد، اما هیچ کدام نمی توانستند تمامی عوامل موجود در این رویداد جدید را توجیه کنند. دست آخر اخترشناسان و فیزیکدانان طبق بررسی های دقیقی که انجام دادند متوجه شدند این تپ ها از ستاره های نوترونی ناشی می شود. آنها دریافتند این بازمانده های ستارگان متوسط گاهی آهسته و گاهی با سرعت سرسام آوری به دور خود در حال چرخش هستند. سرعت چرخش آنها ممکن است از چند ثانیه تا چند هزارم ثانیه به طول انجامد. به این ترتیب امکان دارد این ستاره مرده و چگال در هر ثانیه صدها بار به دور خود بگردد. این گردش های سریع و مرتب موجب تشکیل میدان مغناطیسی قوی و پویایی در اطراف ستاره نوترونی شده و تابش های الکترومغناطیسی را که به نام «جت» معروف است از دو قطب بالایی و پایینی ستاره نوترونی در فضا منتشر می کند. حال اگر قطبین این ستاره به سمت زمین باشد، ما شاهد امواجی رادیویی هستیم که به صورت تپنده و مرتب، گویی همچون چراغی پی درپی روشن و خاموش می شوند.

شبیه سازی یک تپ اختر - بازمانده مرگ یک ستاره متوسط (ستاره نوترونی)


به این دلیل این ستاره های نوترونی که به دلیل زاویه قرار گرفتن شان نسبت به ما به این شکل امواج رادیویی را از خود گسیل می کنند به «تپ اختر» معروف شدند. از آن زمان تا به امروز بیش از هزار تپ اختر توسط اخترشناسان رصدی کشف شده است. گاهی پیش می آید که شدت ارسال امواج، از یک تپ اختر ناگهان قوی می شود. دلیل این امر رمبش ناگهانی و اندکی است که در ستاره های نوترونی به وجود می آید و اصطلاحاً به آنها «ستاره لرزه» می گویند. با پیشرفت تکنولوژی، دانشمندان توانستند از تپ اخترها عکس هایی تهیه کنند و دقیقاً روشن و خاموش شدن این ستاره های مرده را مشاهده کنند. تعداد زیادی تپ اختر در کهکشان راه شیری وجود دارد اما تنها حدود 10 درصد از آنها طوری قرار گرفته اند که امواج منتشرشده از قطب های آنها به سمت زمین بیاید و ما آنها را به صورت یک تپ اختر مشاهده کنیم.

+ نوشته شده در  88/08/10ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

(هر شنبه صفحه علم روزنامه اعتماد)

نگاهی به سرانجام ستارگان متوسط

تراژدی یک ستاره

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir

(به دلیل تبلیغات صفحه علم، در  انتشار این مقاله دو هفته تاخیر به وجود آمد. به همین دلیل این مطلب استثنا به جای شنبه، یک شنبه 88.8.3 منتشر شد.)

تمام ستاره های موجود در کهکشان ها تا زمانی که در حال سوزاندن سوخت خود هستند دارای تعادل دقیقی هستند. این جمله به این معنی است که فشار درون ستاره که بر اثر فعل و انفعالات و سوزاندن سوخت خود از مرکز به سمت خارج است با فشار خارجی که به دلیل نیروی گرانش کل ماده تشکیل دهنده ستاره، از بیرون به سمت مرکز ستاره وارد می شود، برابر است. چنین تعادلی در تمامی ستارگان از زمان تولد تا پایان عمرشان وجود دارد و همین امر است که موجب متلاشی نشدن ستاره با آن سوخت و ساز عظیمی که همچون بمب هیدروژنی است، می شود. اما زمانی که یک ستاره در اواخر عمرش در حال به اتمام رساندن سوخت درونی خود است، با فشرده شدن هسته و انبساط لایه های خارجی مجدداً تعادل خود را به دست می آورد. طی این فرآیند، ستاره های کم جرم با باد کردن خود وارد مرحله یی شده که در آن، ستاره تبدیل به یک غول سرخ می شود و ستاره های متوسط یا پرجرم تبدیل به ابرغول سرخ می شوند. شعاع یک ستاره متوسط در اواخر عمرش تا چندصد برابر شعاع دوران جوانی اش منبسط می شود.

ستاره های کم جرم به آرامی و طی هزاران سال می میرند و لایه های خارجی خود را در فضا پخش می کنند، اما روند مرگ ستاره های متوسط یا بزرگ بسیار مهیج و شگفت انگیز است. اکنون به بررسی چگونگی مرگ یک ستاره متوسط می پردازیم. مصداق ما از یک ستاره متوسط، ستاره یی با جرم بین 4/1 تا 3 برابر جرم خورشید است. ستاره های متوسط سریع تر از ستاره های کوچکی همانند خورشید عمرشان به پایان می رسد زیرا به دلیل زیاد بودن جرم، فشار هم در مرکز آنها بیشتر است و این امر موجب سوخت سازی سریع تر در هسته می شود.

یک ستاره متوسط را فرض کنید، این ستاره طی چند میلیارد سال سوخت خود را به اتمام می رساند. زمانی که شاید تنها یک دهم از کل عمرش باقی مانده است شروع به منبسط شدن می کند. این انبساط نشان از پایان یافتن عناصر سبکی همچون هیدروژن در هسته ستاره است. اکنون زمان سوختن عناصر تولید شده و تبدیل دوباره آنها به عناصر سنگین تر است. این روند ممکن است تا تولید عنصر آهن به طول انجامد. اما زمانی که این ستاره متوسط، جرم کافی برای سوزاندن آخرین عنصر تشکیل شده را ندارد، چه اتفاقی رخ می دهد؟

سحابی خرچنگ بازمانده انفجار یک ستارهمسلماً در چنین لحظه یی به دلیل نبود ماده کافی برای هم جوشی هسته یی، سوخت و ساز کلی ستاره از حرکت بازمی ایستد و این آخرین لحظه از عمر ستاره خواهد بود زیرا اکنون زمانی است که ستاره از تعادل فشاری خارج شده است. مواد تشکیل دهنده ستاره، نیروی گرانش خود را به سمت مرکز دارند اما به دلیل متوقف شدن سوخت و ساز درونی، دیگر نیرویی از طرف مرکز به سمت خارج اعمال نمی شود. حال این ستاره در کسری از ثانیه به دلیل ناپایداری با انفجار عظیمی به زندگی خود پایان می دهد و اکثر مواد آن به سمت مرکز و روی هسته فرو می ریزند. این انفجار عظیم، میلیاردها برابر یک ستاره عادی درخشان می شود، یعنی آنچنان قوی است که اگر از بیرون کهکشان به این پدیده بنگریم، محل آن از دیگر نقاط کهکشان کاملاً درخشان تر و نمایان است. به چنین پدیده قوی کیهانی که نشان از پایان یافتن زندگی ستاره یی با جرم چند برابر جرم خورشید است، انفجار ابرنواختر گویند. اما بعد از انفجار ابرنواختر چه چیزی از ستاره باقی می ماند؟

بازمانده ابرنواختر، یک هسته به شدت چگال به نام ستاره نوترونی است. از آن ستاره که شاید چندین برابر خورشید قطر داشت اکنون هسته یی تنها در اندازه 30 کیلومتر باقی مانده است. در واقع بیشتر جرم ستاره یی به آن بزرگی، تنها در همین هسته نوترونی فشرده شده است. جرم چنین بازمانده بسیار کوچکی بین 5/1 تا 3 برابر جرم خورشید است. این هسته آنقدر فشرده است که اتم بر سطح آن وجود ندارد بلکه پروتون ها با بار مثبت و الکترون ها با بار منفی تبدیل به نوترون های خنثی می شوند و سپس نوترون ها در کنار یکدیگر بدون فاصله قرار می گیرند. یک قاشق غذاخوری از ماده سطح ستاره نوترونی برابر میلیون ها تن وزن دارد. دلیل این سنگینی تنها ساختار نوترونی و فشرده آن است.

برای درک بهتر، اگر هسته اتم (پروتون ها و نوترون ها) را در اندازه یک پرتقال فرض کنیم و این پرتقال را در وسط یک ورزشگاه فوتبال بگذاریم الکترون ها در اطراف ورزشگاه در حال دور زدن هسته هستند. با این مثال متوجه می شویم که بیشتر فضای یک اتم، خالی است. اما در ستاره نوترونی، نوترون ها بدون فاصله در کنار یکدیگر واقع شده اند. به این ترتیب می توانید یک ورزشگاه پر از پرتقال را فرض کنید. دقیقاً به همین دلیل است که یک قاشق از ماده سطحی ستاره نوترونی به این شدت فشرده و سنگین است.

لایه های خارجی ستاره یی که بر اثر انفجار ابرنواختری، آخرین لحظه عمر خود را به نمایش گذاشته است معمولاً با سرعتی حدود 15 هزار کیلومتر بر ثانیه در فضا پخش می شود و سحابی گازی زیبایی را تشکیل می دهد. به سحابی تشکیل شده از چنین انفجارهای قدرتمندی، بازمانده های ابرنواختر می گویند.

+ نوشته شده در  88/08/03ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

(چهارشنبه ۸۸.۷.۲۹ صفحه «گزارش اجتماعی» روزنامه اعتماد)

دوباره سیرک جدیدی فعال شد

تماشای شکنجه حیوانات تفریح نیست

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir

مطلب پیش رو واقعیت تلخی را بیان می کند که اکثر هم میهنان ما از آن اطلاعی نداشته و ناخواسته از مساله یی حمایت می کنند که با ظاهری زیبا و فریبنده سعی در تخریب بسیاری از بنیادهای انسانی در میان ما و کودکان مان دارد. آنان تنها به پول می اندیشند . ظاهر ماجرا بسیار ساده است و در یک کلمه خلاصه می شود؛ سیرک.

اما آیا تا به حال اندیشیده اید سیرکی که در سال های اخیر در کشور عزیزمان در حال رونق گرفتن است، چه واقعیت دردناکی را پشت صورت زیبای خود پنهان کرده است؟ گویی ظاهرش نشان از تفریح و سرگرم کردن مردمان این کشور دارد اما واقعیت دقیقاً معکوس است. آنان از ناآگاهی و نبود قانون حمایتی در کشورهای شرقی همچون ایران تنها برای پر کردن جیب های خود سوءاستفاده می کنند. این افرادی که امروز در کشور ما برای مدتی اقامت می کنند و ندا از شاد کردن دل مردم می دهند در اصل رانده شده هایی از کشورهای متمدن و قانونمندی هستند که مردمان آنجا جدای از حمایت نکردن شان به مبارزه با آنها هم می پردازند. این افراد که برای کسب درآمد از این راه در کشورهای خود سرکوب شده اند اکنون راه خود را به شرق و جهان سوم و کسب درآمدهای کلان بسیار آسان یافته اند. واقعیت تلخی است، واقعیتی پر از تحریف های فریبنده که نشان از مصرف بیهوده زمان و هزینه مردم کشورمان در برابر نتیجه یی ویران کننده دارد.

پاییز سال 86 بود که سیرک ملی ایتالیا با نام رسمی «سیرک بزرگ ایتالیا» با پشتیبانی سازمان محیط زیست در بخش حمایت شده از طرف همین سازمان یعنی پارک پردیسان تهران آغاز به کار کرد؛ اکوپارکی که جایزه بین المللی تزیین و طراحی منظر را دریافت کرده بود و قرار بود جایی برای تحقیق و جمع آوری بخش بزرگی از بیوم های موجود در پنج قاره باشد. پارکی که قرار بود برای بهبود و پیشرفت دغدغه های زیست محیطی و اطلاع رسانی صحیح فعالیت کند و حامی در همین راستا شود. مسوولان این پارک که خود بخشی از سازمان حمایت محیط زیست هستند با قبول و حمایت از سیرک ایتالیا تمام موارد و برنامه های راستین و مثبت این مرکز را به زیر علامت سوالی حل نشدنی بردند.

با مهیا شدن شرایط، آن سیرک شروع به کار کرد و گروه های آگاه کشور که این شروع را آغاز گام های غلط می دیدند، اعتراضات خود را علنی کردند. در این بین دکتر کهرم متخصص حیات وحش، بیولوژیست و استاد دانشگاه که از فعالان نامی در امر حفاظت طبیعت است با ابراز تاسفی شدید، با افتتاح سیرک، آن را بدآموزی، مساله یی غیرانسانی و توهین آمیز قلمداد کرد. ایشان همچنین انتقاد خود را از حامیان این جریان بیان کرد. سپس مدیر روابط عمومی انجمن حمایت از حیوانات و مهندس وحید نوروزی رئیس هیات مدیره جمعیت آوای سبز این حرکت را به شدت محکوم کرده و آن را از عجایب روزگار خواندند و هیچ گونه توجیهی را برای برپایی این سیرک موجه ندانستند.

در این بین برخی از هموطنان آگاه به واقعیت پنهان سیرک و چرایی برگزاری چنین مراسمی از دور خارج شده، برای نشان دادن اعتراضات خود با پلاکاردهای دست ساز خود در مقابل سیرک واقع در پارک پردیسان تجمع کردند تا تماشاچیان با خواندن متون اعتراضی آنان شاید برای لحظه یی به خود آیند. این حرکت مثبت آن عده قلیل دردسرهایی برایشان به همراه داشت اما نمی توان بازتاب هرچند اندک آن را در روشنگری کتمان کرد. اما واقعاً دلیل این جنبش ها و عکس العمل ها چه بود؟

تمامی جانداران دارای یک حق مسلم و اجتناب ناپذیر به نام زندگی هستند. و حیوانات همگی در اکوسیستم خود با رفتار های طبیعی خودشان رشد کرده و به صورت غریزی، روند زیست محیطی منطقه را نظم می بخشند.

آنها برای زندگی احتیاج به رفع خواست ها و نیازهای اولیه و طبیعی خود دارند و اگر انسان از جهتی به فرآیند منظم و پیچیده آنها وارد شود و سعی در تغییر آن کند، مطمئناً تمام مجموعه به سمت نابسامانی پیش می رود. اکنون حیوانی که در جنگل، بیابان و طبیعت منحصر به فرد خود باید ساعت ها راه برود و برای تهیه غذا تلاش کند، از زمانی که چشم می گشاید نه تنها گاهی خود را به دور از مهر مادری و آن نوازش های گرم می یابد بلکه تنها محیطی فلزی را تجربه می کند. میله هایی که تمام اختیارات او را سلب کرده و گاهی اجازه کوچک ترین گردشی را به دور خود به او نمی دهد. او اکنون وارد دنیایی پر از شکنجه های اجباری شده است.

اگر شانس بیاورد و سالم به سن قابل قبولی برای یادگیری برسد، روز و شب از آن سلب شده و مجبور است طبق برنامه های دردناک مربیان خود حرکات غیرطبیعی را که از او به اجبار خواسته می شود انجام دهد. اما او چگونه باید این حرکات مضحک همچون ایستادن بر دو پا، پرش از حلقه های آتشین، دوچرخه سواری کردن و... را فرا بگیرد؟

جواب دردناک است؛ با شکنجه، کتک، گرسنگی و تشنگی، سیخ های کشنده، جریان های برق و ده ها مورد دیگر.

حیوان نگون بختی که دیگر هیچ چیز ندارد برای به دست آوردن تکه یی غذا بعد از روزها گرسنگی مجبور است از بین آتش که جز وحشت برای او هیچ چیز دیگری دربر ندارد، بپرد. بدن او می لرزد و دچار تپش های شدید قلبی می شود. این کارها هرگز برای او عادی نمی شود.

به زور قرص های آرام بخش و تزریق های مختلف او را برای دلقک شدن زنده نگه می دارند. فیل های بزرگی که اکنون باید در جنگل ها و آب ها، گل بازی کنند روی صفحات فلزی داغ همراه با شوک های الکتریکی قرار می گیرند تا مجبور به انجام حرکات غیرطبیعی شوند.

تک تک حیوانات درون سیرک های حیوانی، برای آموزش حرکات نمایشی مخصوص خود به شیوه یی زجرآور آموزش داده می شوند. شاید برای ما که با هزینه یی روی صندلی سیرک نشسته ایم چنین صحنه هایی حتی لحظه یی باورکردنی نیاید، ولی باید پذیرفت آن حیوانی که اکنون برای خنده و شادی پوچ و لحظه یی ما از ارتفاعی خود را در استخری از آب می اندازد، عذابی را متحمل شده که اکنون اینچنین غیرطبیعی عمل می کند. دردناک است، اما پشت پرده این گونه تفریح ها اینچنین ظلم به موجودات و مخلوقات این زمین که روزی با انسان ها می زیستند موج می زند. آنان به بازی گرفته می شوند و با عمر غیرطبیعی و ده ها مرض گوناگون که در اندک زمانی می گیرند در سکوت جان می بازند. بسیاری از این حیوانات حین آموزش ها یا بعد از سپری شدن مدتی، جدای از بیماری های جسمی فراوانی که می گیرند، بیماری های روانی و عصبی بی شماری به وجود پاک شان می تازد.

وجود این بیماری ها تنها نشان از یک چیز دارد. درست است که حیوانات به اندازه انسان ها هوشمند نیستند اما همگی آن دردی را که انسان درک می کند می فهمند.

حیوانات هر کدام حتی در مواردی بسیار حساس تر و دقیق تر از انسان ها واقعیتی را که بر وجودشان تحمیل می شود می فهمند. آنها تنها قدرت صحبت به زبان ما آدمیان را ندارند. اگر اینچنین بود امروز دنیایمان پر از فریادها و ضجه هایی می شد که از تمام جانداران به این یگانه موجود هوشمند زمین روا داشته می شود. حیوانات واقعاً از انجام این حرکات خنده آور شاد نیستند و اگر شما اندکی را با آنان سپری کنید بدون شک اشک هایی را که حین آموزش بر چهره های بی گناهشان جاری می شود نظاره گر خواهید بود.

با ورود سیرک ایتالیا در سال 86 به ایران، که از سوی غرب به عنوان ترویج فرهنگ توحش و خشونت در بین جامعه رایج شده است به ادامه اجرا های خود در شهرهای دیگر کشور عزیزمان تا سال 87 خورشیدی پرداخت.

جالب است بدانید که سال پیش حین برگزاری این سیرک در شیراز صدها دانش آموز باهوش و آگاه مدرسه دوزبانه ایران که برای بازدید از این مجموعه رفته بودند از پیش به صورت پنهانی و خودجوش تبلیغات ضدسیرک را آماده کرده و در زمان مورد نظر با تجمع جلوی مقر آنها و سر دادن شعارهایی مختلف به زبان های انگلیسی و ایتالیایی این امر را محکوم کرده و از دولت تقاضای کمک کردند. این دانش آموزان دختر و پسر، سازمان های حامی این سیرک، به خصوص سازمان محیط زیست را مورد انتقادات شدید خود قرار دادند. مسوولان از این حرکت شگفت انگیز کودکان متعجب شد. حرکت خردمندانه این دانش آموزان نشانی روشن برای ادامه حرکت در مسیر ناهموار رسیدن به درک والای حقوق حیوانات در ایران امروز است.

امروزه دیگر با گسترش انواع وسایل و رسانه ها در سطح جهانی به راحتی می توانیم چرایی و چگونگی این گونه سیرک ها را بررسی کنیم و حتی برای محکم شدن ادعاها از فیلم ها و تصاویر موجود در اینترنت که به صورت آسان در اختیار مردم قرار می گیرد، یاری بطلبیم.

متاسفانه با توجه به وجود اکثریت قشر ناآگاه از این مساله در جامعه، امسال بعد از اجرا هایی گسسته در شهرهای مختلف، سیرک ملی ایتالیا قراردادی دوباره با بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی به امضا رساند که طبق آن این سیرک با فرا رسیدن عید سعید فطر در شهریورماه در مجتمع ارم سبز تهران تا پایان سال جاری مجدداً به صورت رسمی آغاز به کار کند و سپس طبق اعلام گزارش سایت بنیاد مستضعفان؛ «در آینده نزدیک تیم هنرمند سیرک ملی ایتالیا به مدیریت هنرمند ایرانی خلیل عقاب در شهرهای مختلف از جمله تهران (پارک پردیسان)، کرج، تبریز، اصفهان، شیراز، اهواز و اراک برای برپایی سیرک اقدام خواهد کرد.»

قبل از این متن در مورد مالکیت اصلی این سیرک در سایت بنیاد مستضعفان این گونه بیان شده است؛ «مالک سیرک ملی ایتالیا شخصی به نام «دریکس تونی» است که در حال حاضر مالکیت هشت سیرک فعال دیگر در سراسر دنیا را بر عهده دارد. وی با توجه به ارتباطات نزدیکی که با خلیل عقاب بنیانگذار اولین سیرک ایرانی دارد، تصمیم به اجرای برنامه سیرک خود در کشور جمهوری اسلامی ایران گرفته است.»

امروزه در بسیاری از کشورها برپایی سیرک هایی که در آنها از حیوانات برای خنده و سرگرمی استفاده می شود، منسوخ شده و با مخالفت های دولتی و مردمی بسیار زیادی رو به رو است. آنان با این استدلال که در این کشورها هیچ کس از حیوانات و محیط زیست حمایت نمی کند (و حتی گاهی این مردم با طبیعت و جانداران سر ستیز هم دارند)، به این سمت از دنیا که روزی قدرتمند ترین و نخستین انسان ها را از جهت حمایت از حیوانات در تمدن های باستانی خود داشته اند، آمده اند. 

+ نوشته شده در  88/07/28ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

چهار بروشور با عناوین گیاه خواری، کشتار حیوانات، گرمایش زمین و گوشت خواری توسط کانون انسان پاک، زمین پاک اخیرا به چاپ رسیده است که بدون شک خواندن مطالب آن ها بسیار ارزشمند و تاثیر گذار خواهد بود.

برای دیدن تصاویر این بروشور ها بر روی «ادامه مطلب» کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/22ساعت   توسط امین حمزه ئیان  | 

مدتی پیش بروشور ضد سیرک توسط دوستان و با همکاری کانون دوست داران حیوانات (پناهگاه وفا) به چاپ رسید و خوشبختانه عده ی زیادی بین مردم پخش شده است و این روند هنوز هم ادامه دارد.

می توانید با کلیک بر ادامه مطلب عکس بروشور چاپ شده را ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/17ساعت   توسط امین حمزه ئیان  |