نسخه الکترونیکی « گزارشی از خودکشی صادق هدایت »

" تنها چیزی که از من دلجویی می کرد، امید مرگ بود. فکر زندگی دوباره، مرا می ترساند. خسته می کرد. من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می کردم، انس نگرفته بودم... حس می کردم، این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدم های بی حیا، پر رو، گدامنش معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین ... مثل سگ گرسنه، جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه، دم می جنباند، گدایی می کردند و تملق می گفتند نه، من احتیاجی به دیدن این همه دنیای قی آور و این همه قیافه های نکبت بار نداشتم."
احتیاجی به زیاده گویی نیست؛
دریافت نسخه (کتاب) الکترونیکی "گزارش خودکشی صادق هدایت":
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۴/۰۲ ساعت توسط امین حمزه ئیان
|